پروژه نقش تغذیه در سلامت و بیماری

پروژه نقش تغذیه در سلامت و بیماری

پروژه نقش تغذیه در سلامت و بیماری

پروژه نقش تغذیه در سلامت و بیماری در حجم 80 صفحه و در قالب word و قابل ویرایش و با قسمتی از متن زیر:

بيوتين

مسيرهاي فيزيولوژي و بيوشيميايي:بيوتين يكي از ويتامين‌هاي B كمپلكس و تركيبي از اتصال تتراهيدروتيوفن و حلقه هاي اوريدو با يك زنجيره جانبي اسيد والريك است. با اتصال كووالان به آپوآنزيم, گروه پروستتيك (بيوسيتين) تشكيل مي‌شود. اين عمل با تشكيل يك پيوند آميدي با استفاده از زنجيره جانبي اسيد والريك و گروه 4 ـ آمين ليزين در آپوآنزيم همراه است. تشكيل بيوتين توسط هولوآنزيم سنتتاز تسهيل مي‌شود. واكنش‌هاي كربوكسيلاسيون وابسته به ATP توسط هولوآنزيم‌ها (مثل استيل COA, پروپيونيل COA, متيل كروتونيل COA, ژرانوئيل COA و پيرووات كربوكسيلاز) تسهيل مي‌شوند. اين آنزيم‌ها در سوخت و ساز كربوهيدرات, پروتئين, كلسترول و اسيدهاي چرب دخالت دارند. واسطه مركزي در اين واكنش‌ها آنزيم N كربوكسي بيوتينيل است. بخشي از ذخيره اين ويتامين در كبد است.

جذب :جذب اين ويتامين در قسمت ابتدايي روده باريك، توسط مكانيسم انتقال فعال وابسته به سديم صورت مي‌گيرد. باكتري‌هاي روده با سنتز بيوتين در تامين نياز بدن، نقش دارند. تجربيات باليني نشان داده اند كه اين ويتامين در قسمت انتهايي كولون نيز جذب مي‌شود. جذب آن از غذاهاي مختلف به طور قابل ملاحظه اي متفاوت است, اما به طور متوسط تقريباً 50% بيوتين غذا جذب مي‌شود.

متابوليسم و دفع :فعاليت طبيعي هالوآنزيم سنتاز و بيوتينيداز (آنزيمي كه هيدروليز شاخه هاي بيوتين را از گروه w– آمين ليزين تسهيل مي‌كند) براي متابوليسم بيوتين ضروري است. بنابراين, محتمل است كه باز گردش اين ويتامين از يك آپوآنزيم به ديگري ضروري است. بيوتينيداز همچنين اسيد ليپوئيك را از گروه اپسيلون ـ آمين ليزين هيدروليز مي‌كند. محصول اصلي دفعي اين ويتامين, بيوتين آزاد است. دفع ادراري و مدفوعي از دريافت رژيمي آن بالاتر است كه منعكس كننده بيوسنتز فلور روده اي است.

RDA و تداخلات :مقدار مشخصي براي دريافت پيشنهاد نشده است. دريافت روزانه كافي و مطمئن تقريباً kcal 1000/50 ميكروگرم برآورد مي‌شود. سفيده خام تخم مرغ حاوي گليكوپروتئين آويدين است كه به دليل پيوند با اين ويتامين مانع جذب آن مي‌شود.

منابع غذايي :منابع غذايي خوب بيوتين جگر, برنج با پوسته و تخم مرغ است. ساير منابع شامل دانه ها, گل كلم, نخود و ساردين هستند. بيوتين به شكل آزاد در غذاهاي گياهي و به شكل تركيبي در غذاهاي حيواني يافت مي‌شود.

ارزيابي وضعيت تغذيه اي :اندازه گيري بيوتين با استفاده از ايزوتوپ‌ها و روش‌هاي ميكروبيولوژي, رايج‌ترين روش ارزيابي وضعيت تغذيه اي بيوتين است. ميزان آن در خون و ادرار متغير است. ميزان طبيعي بيوتين در خون pg/ml 500-200 است. مقدار كمتر از pg/ml 100 مي‌تواند نشانه كمبود باشد. محدوده طبيعي دفع ادراري آن از 6 تا بيشتر از 100 ميكروگرم در 24 ساعت است.

علائم و نشانه هاي كمبود و درمان :كمبود بيوتين به علّت فقر غذايي, نادر است. كمبود تجربي بيوتين منجر به درماتيت, ريزش مو, آتروفي پرزهاي زبان, تغيير رنگ غشاي مخاطي, درد عضلاني, سوزن سوزن شدن و هيپركلسترولمي و غيرطبيعي بودن الكتروكارديوگرام مي‌شود. برخي علائم و نشانه ها در افرادي كه تخم مرغ خام مي‌خورند و در بيماراني كه به مدت طولاني دوز بالاي آنتي‌بيوتيك مصرف مي‌كنند, مشاهده شده است.

محلول‌هاي تغذيه اي پيراروده اي كه به مدّت طولاني (بيش از 8 هفته) استفاده مي‌شوند, بايد حاوي بيوتين باشند. كمبود بيوتين به تجويز 300 ميكروگرم در روز از اين ويتامين در مدّت چندين روز پاسخ مي‌دهد. كمبود هولوآنزيم سنتتاز, اختلال متابوليكي مادرزاد و نادري است كه با علائم اريتماتوس, استفراغ مداوم و اختلال در عملكرد ايمني شناخته مي‌شود. ثابت ميكاليس (km) اين آنزيم در بيماران, 500 برابر بالاتر از افراد طبيعي گزارش شده است. فعاليت همه كربوكسيلازها در اين بيماران پايين است.

كمبود بيوتينيداز نيز اختلال مادرزادي نادري است كه منجر به تاخير در تكامل نوروموتور, نيستاگموس, هيپوتوني, اختلال در عملكرد ايمني, كتوز و انباشته شدن لاكتات در بافت‌ها مي‌شود. در اين بيماران, فعاليت بيوتينيداز پلاسما پايين است, امّا فعاليت كربوكسيلازها طبيعي است.

استفاده از دوزهاي بالا و اثرات آن :كمبود هولوآنزيم سنتتاز و بيوتينيداز به دوز 100-10 ميكروگرم بيوتين در روز پاسخ مي‌دهد. مقادير بيش از 10 ميكروگرم در روز در درازمدّت در انسان مسموميت ايجاد نمي‌كند.

اسيد فوليك, فولات

مسيرهاي فيزيولوژي و بيوشيميايي :فولات به گروهي از تركيبات اطلاق مي‌شود كه حلقه پتريدين, اسيد پاراآمينوبنزوئيك و اسيد گلوتاميك دارند. شكل فعّال بيولوژيك آن, اسيد فوليك (اسيد پتروئل گلوتاميك) است. بيشتر فولات‌هاي طبيعي به شكل پلي گلوتامات هستند كه داراي اتصال اضافي اسيد گلوتاميك با يك پپتيد مي‌باشند. پلي گلوتامات‌هاي فولات, كوآنزيم‌هاي فعّال بافت‌ها هستند و در انتقال مواد تك كربنه نقش دارند. علاوه بر اين, در بيوسنتز پورين و پيريميدين, متابوليسم فورمات و تبديل اسيدهاي آمينه به يكديگر شركت مي‌كنند (مثل تبديل متقابل سرين و گليسين, هموسيستئين به متيونين, هيستيدين به اسيد گلوتاميك). بين فولات و B12 يك رابطه متابوليك وجود دارد. كمبود فولات يا B12­هر دو منجر به كم‌خوني مگالوبلاستيك ناشي از اختلال در تقسيم و بلوغ سلولي, مي‌شود.

جذب :وجود اشكال مختلف فولات در غذاها باعث شده است كه قابليت دسترسي آن‌ها شناخته نشود. به طور متوسط 50% فولات غذايي توسط بدن قابل دسترسي است. براي جذب فولات غذايي, اشكال پلي گلوتامات بايد تحت تاثير كونژوگاز موجود در محيط روده و سلّول‌هاي حاشيه مسواكي به مونوگلوتامات تبديل شوند. به نظر مي‌رسد كه پروتئين‌هاي پيوند شده با فولات متصل به سلول‌هاي حاشيه مسواكي, در انتقال فولات از غشاء سلولي روده نقش داشته باشند. قسمتي از مونوگلوتامات جذب شده به متيل تتراهيدروفولات تبديل و وارد وريد باب مي‌شود.

سندرم‌هاي سوء جذب مثل اسپروي گرمسيري, سلياك و بيماري كرون بر جذب فولات اثر منفي دارند. اختلال در توانايي جذب اين ويتامين ممكن است در سوء تغذيه ناشي از الكليسم و كساني كه از داروهايي مثل سولفاسالازين استفاده مي‌كنند, ايجاد شود.

متابوليسم و دفع :5 ـ متيل تتراهيدروفولات, شكل غالب در حال گردش فولات است. اسيد پتروئيل اسيد گلوتاميك (اسيد فوليك) توسط كبد برداشته مي‌شود و به 5 ـ متيل تتراهيدروفولات تبديل مي‌شود كه در كبد ذخيره مي‌شود (عمدتاً به شكل پلي گلوتامات) يا به شكل قابل دسترسي در اختيار بافت‌هاي محيطي قرار مي‌گيرد. در بيماران مبتلا به سيروز الكلي, ممكن است ذخيره فولات در كبد كاهش يابد. كاتابوليسم فولات نامشخص است و تنها مقدار كمي از فولات دست نخورده در ادرار افراد طبيعي و سالم دفع مي‌شود.

RDA و تداخلات:RDA فولات به زيست فراهمي فولات غذايي بستگي دارد و برآوردي از ميزان مورد نياز جهت حفظ ذخاير بافتي ويتامين است.

منابع غذايي :فولات در غذاهاي متنوعي وجود دارد, اما مقدار آن در سبزيجات برگ سبز تازه, جگر و برخي ميوه هاي تازه فراوان است. 95-50 % فولات موجود در  غذاها ممكن است در طول فرايند و پخت از بين برود.

ارزيابي وضعيت تغذيه اي :اندازه گيري سطح فولات سرم و گلبول قرمز خون عملي‌ترين و رايج ترين روش استفاده شده جهت ارزيابي وضعيت فولات است. اندازه گيري به روش ميكروبيولوژي (لاكتوباسيلوس كازئي) يا با استفاده از راديوايزوتوپ انجام مي‌شود. ميزان قابل قبول فولات سرم ng/ml 6 و كمبود ng/ml3 است. اين مقادير براي فولات گلبول‌هاي قرمز, به ترتيب, بيشتر از 160 و كمتر از ng/ml 140 است. فولات پلاسما منعكس كننده دريافت اخير غذايي است, در حالي كه فولات گلبول‌هاي قرمز، شاخص ذخاير بافتي است. برخي آنتي‌بيوتيك‌ها و متوتركسات ممكن است با روش ميكروبيولوژي تداخل داشته باشند. آزمون‌هاي بار هيستيدين (دفع ايمينوگلوتاميك اسيد) و دي اكسي يوريدين شاخص‌هاي معمول وضعيت فولات نيستند. بيماران مشكوك به كمبود فولات بايد مورد ارزيابي بيشتر قرار گيرند تا از كمبود احتمالي توام B12 جلوگيري شود.

علائم و نشانه هاي كمبود و اثرات آن :كمبود فولات به كم‌خوني مگالوبلاستيك منجر مي‌شود كه قابل تشخيص از كم‌خوني ناشي از كمبود B12 نيست. كمبود فولات به ندرت با عوارض عصبي كه غالباً در كمبود B12 ديده مي‌شود, همراه است. كمبود شديد ممكن است منجر به از دست رفتن پرزهاي زبان و تغييراتي در اعمال روده به علّت غيرطبيعي شدن سرعت بازگردش سلول‌هاي پرزهاي روده گردد. قبل از درمان كم‌خوني مگالوبلاستيك با فولات, بايد عدم كمبود B12 ثابت شود. درمان با فولات در صورت وجود كمبود B12 عوارض هماتولوژيك را اصلاح خواهد كرد, ولي نقص عصبي ناشي از اين كمبود باقي خواهد ماند. مكمّل اسيد فوليك در دوره نهفته, جهت پيشگيري از NTD (نقص لوله عصبي) توصيه مي‌شود. بيماران مبتلا به كم‌خوني مگالوبلاستيك بايد جهت تعيين اثرات دريافت دارو و الكل ارزيابي شوند. در بزرگسالان مبتلا به كمبود فولات بدون اسپرو يا سوء جذب روده اي, يك دوز mg/day1 كافي به نظر مي‌رسد. مكمّل 400 ميكروگرم در روز در طول دوران بارداري و 100 ميكروگرم در روز در دوران شيردهي پيشنهاد مي‌شود.

 

استفاده از دوزهاي بالا و اثرات آن :نياز به استفاده از دوزهاي بالاي فولات به ندرت لازم مي‌شود. با وجود اين, مصرف دوزهاي خوراكي تا mg/day15 در درازمدّت بدون عوارض جانبي بوده است. امّا, دوزهاي بالا ممكن است با اثرات ضد صرعي فنوباربيتال, پريميدون و فنيتوئين تداخل داشته باشد. لوكووارين (اسيد 5 ـ فرميل تتراهيدروفوليك), متابوليتي از فولات است كه اثرات ضد فولات‌هايي از قبيل متوتروكسات را زماني كه در دوز بالا مصرف مي‌شود, از بين مي‌برد. مكمل‌هاي روزانه اسيد فوليك جهت جلوگيري از مسموميت ناشي از دوزهاي پايين متوتروكسات درماني در طولاني مدت, مفيد است.

ويتامين B3 (نياسين)

مسيرهاي فيزيولوژي و بيوشيميايي:اين ويتامين در همه سلول‌ها عمدتاً به شكل آميد وجود دارد. نيكوتيناميد تركيبي از نوكلئوتيد پيريدين شامل كوآنزيم‌هاي NAD و NADP است. هر دو كوآنزيم به عنوان كوفاكتور در گليكوليز و واكنش‌هاي اكسيداسيون و احيا يا سيستم‌هاي دهيدروژناز در تنفس سلولي شركت دارند. بافت‌هاي با تنفس بالا مثل سيستم عصبي مركزي, بيشتر تحت تاثير كمبود نياسين قرار مي‌گيرند. سنتز اسيدهاي چرب به NADPH (شكل احيا شده NADP) و اكسيداسيون آن‌ها به NAD نياز دارد.

نقش بيوشيميايي تازه NAD, انتقال بخش آدنوزين دي فسفات ريبوز (ADPR) آن به مولكول‌هاي پذيرنده است. اين واكنش‌ها توسط آنزيم‌هاي ADP ترانس ريبوزيلاز و پلي ADPR سنتتاز تسهيل مي‌شوند. از آن جا كه بيشتر NAD سلول‌ها در هسته ساخته و به كار گرفته مي‌شود, يكي از مهمترين اعمال پلي ADPR سنتتاز بازسازي DNA است. وقتي كه رشته اي در DNA مي‌شكند, مقادير زيادي DNA جهت ايجاد پلي ADPR به كار مي‌رود تا به عنوان علامتي براي آنزيم‌هاي ترميم كننده عمل كند.

جذب:نياسين در غلظت پايين توسط يك حامل واسطه از راه انتشار تسهيل شده وابسته به سديم و در غلظت بالاتر از طريق انتشار ساده از معده و روده باريك جذب مي‌شود. جذب ممكن است در اثر اعتياد به الكل مختل شود. نياسين در غذاهاي حيواني به ميزان زيادي به صورت نيكوتيناميد در نوكلئوتيدها با مقدار كمي اسيد نيكوتينيك يا نيكوتيناميد آزاد وجود دارد. نوكلئوتيدها در زمان جذب به نيكوتيناميد تبديل مي‌شوند.

متابوليسم و دفع:اسيد نيكوتينيك از مسير نيكوتيناميد دي نوكلئوتيد به نيكوتيناميد تبديل مي‌شود, اما تبديل مستقيم ثابت نشده است. نيكوتيناميد به N متيل نيكوتيناميد و مقداري نيز به N ـ متيل ـ2ـ پيريدون ـ5ـ كربوكساميد (2-پيريدون) تبديل مي‌شود. به طور طبيعي, بزرگسالان 20 تا 30 درصد نياسين را به صورت كاتابوليت‌هايي مثل N متيل نيكوتيناميد و 40 تا 60 درصد را به صورت 2- پيريدون دفع مي‌كنند. مقدار نياسين دست نخورده كه در ادرار دفع مي‌شود, كم است و خيلي كم, تحت تاثير دريافت غذايي نياسين يا تريپتوفان قرار مي‌گيرد.

RDA و تداخلات:RDA براي نياسين بر حسب معادل نياسين بيان مي‌شود كه يك معادل نياسين برابر با mg1 نياسين يا 60 ميلي گرم تريپتوفان است. RDA نياسين براي بزرگسالان با انرژي مصرفي ارتباط دارد كه براي هر 1000 كيلوكالري 6/6 معادل نياسين لازم است. مقادير بيشتر در بارداري و شيردهي نشان داده شده است.

منابع غذايي:نياسين بسيار پايدار است و در مقابل عمل پخت, نگهداري و حرارت درازمدّت مقاوم است. حبوبات, غلات و گوشت‌ها منابع خوب آن هستند. اما نياسين ممكن است در گندم, ذرت و محصولات خاصي از غلات به شكل پيوند شده (به نام نياسيتين) موجود مي‌باشد كه در بدن انسان قابل دسترسي نيست. ماهي, ماكيان و گوشت قرمز با مقدار بالاي نياسين و تريپتوفان, منابع عالي نياسين هستند.

ارزيابي وضعيت تغذيه اي:براي ارزيابي وضعيت تغذيه اي اين ويتامين روش آزمايشگاهي محدودي وجود دارد. تنها روش بيوشيميايي عملي, اندازه گيري سطح ادراري متابوليت‌هاي نياسين, شامل N-متيل نيكوتيناميد و 2- پيريدون است. نسبتي از اين دو به عنوان شاخصي از وضعيت تغذيه اي در نظر گرفته مي‌شود. در شرايط طبيعي نسبت 2- پيريدون به N متيل نيكوتيناميد دفعي, 4/1 به 4 است. نسبت كمتر از 1 نشان دهنده كمبود نياسين است.

علائم و نشانه هاي كمبود و درمان :كمبود نياسين منجر به پلاگر مي‌شود كه با اسهال, درماتيت, دمانس (افسردگي) و نهايتا مرگ شناخته مي‌شود. علائم اوّليه ممكن است شامل بي‌اشتهايي رواني, ضعف, تحريك پذيري, بي خوابي, التهاب زبان, زخم گوشه لب, بي حسي, احساس سوزش (گرگرفتگي) در قسمت‌هاي مختلف بدن, سرگيجه و فراموشي باشد. اسهال و يبوست متناوب شايد ديده شود. اوّلين ضايعات, مربوط به غشاي مخاطي دهان, زبان و واژن هستند. ضايعات پوستي پيگمانته شده, بويژه در قسمت‌هايي از بدن كه در معرض نور خورشيد قرار مي‌گيرند, مثل صورت, دست ها, گردن, پاها و بازوان بيشتر ديده مي‌شود. اختلال دماغي معمولاً در حالت پيشرفته كمبود تظاهر مي‌يابد.

درمان با اسيد نيكوتينيك يا نيكوتيناميد, به سرعت و اغلب در مدت 24 ساعت پاسخ مي‌دهد. براي جلوگيري از گرگرفتگي ناشي از اسيد نيكوتينيك, معمولاً نيكوتيناميد ترجيح داده مي‌شود. درمان پيشنهاد شده, دوز خوراكي mg50 نياسين است كه بيش از 10 بار در روز و يا mg25 به صورت تزريقي 2 بار يا بيشتر در روز داده مي‌شود. پلاگر ممكن است در بيماري‌هارت ـ ناپ به علّت اختلال در استفاده از تريپتوفان و برخي بيماراني كه توموركارسينوئيدي دارند, هم اتفاق افتد.

استفاده از دوزهاي بالا و اثرات آن:از اسيد نيكوتينيك (نه نيكوتيناميد) به عنوان گشاد كننده عروقي و پايين آورنده كلسترول خون استفاده شده است. دوزهاي بالاي آن ممكن است باعث كاهش تري‌گليسريد و به ميزان كمتري كلسترول پلاسما شود. وقتي كه اسيد نيكوتينيك به تنهايي استفاده مي‌شود, تري‌گليسريد ممكن است 80-20 درصد و حتي بيشتر و LDL-C پلاسما, 15-10 درصد كاهش يابد. در صورتي كه اسيد نيكوتينيك همراه با رزين قابل پيوند يا اسيد صفراوي استفاده شود, ميزان كاهش ممكن است به 40 تا 60 درصد برسد. دوزهاي بالاي اسيد نيكوتينيك به علّت اثرات مضر مثل غيرطبيعي شدن عمل كبد, هيپرگليسمي, افزايش اسيد اوريك پلاسما و انبساط عروقي, بايد با احتياط مصرف شوند. فرآورده هاي آهسته ـ رهش اسيد نيكوتينيك توصيه نمي‌شود.

اسيد پانتوتنيك

مسيرهاي فيزيولوژي و بيوشيميايي:اسيد پانتوتنيك يكي از ويتامين‌هاي گروه B كمپلكس و تركيبي از اسيد بوتيريك و بتا- آلانين است كه توسط يك پيوند پپتيدي به هم متصل شده اند. اسيد پانتوتنيك پيش‌ساز COA و 4- فسفوپانتوتئين, گروه پروستتيك پروتئين ناقل آسيل (ACP) است. بيش از 70 آنزيم شناخته شده اند كه به COA يا ACP نياز دارند. اين آنزيم‌ها در سنتز اسيدهاي چرب, متابوليسم ليپيد, كربوهيدرات, اسيدهاي آمينه, سنتز كلسترول و برخي مسيرهاي ديگر درگير هستند. COA و ACP براي انجام واكنش انتقال گروه آسيل (يك استرتيول كه عموماً واسطه است) لازم هستند. كبد و غدد فوق كليوي بالاترين غلظت آن را دارند, اما ذخاير بدني آن پايين است.

 

جذب: تقريباً نيمي از اسيد پانتوتنيك غذا جذب مي‌شود. فلور ميكروبي روده نيز مي‌تواند منبع اين ويتامين باشد. برداشت سلولي اين ويتامين توسط يك مكانيسم قابل اشباع مخصوص در رابطه با هم انتقالي يون‌هاي سديم انجام مي‌گيرد.

متابوليسم و دفع :اسيد پانتوتنيك توسط ATP به اسيد 4- فسفوپانتوتئين فسفوريله مي‌شود به دنبال آن با اضافه شدن سيستئين به 4- فسفوپانتوتئين و دكربوكسيلاسيون پيگيري مي‌شود. با افزايش آدنوزين مونوفسفات (AMP) متعاقب فسفوريلاسيون ريبوز, 4- فسفو پانتوتئين به COA تبديل مي‌شود. در اثر اتصال 4- فسفو پانتوتئين به يك سرين از ACP يك فسفودي استر تشكيل مي‌شود. دفع ادراري اسيد پانتوتنيك متناسب با دريافت آن است. دفع طبيعي آن در ادرار mg/day 7-2 و در مدفوع mg/day 2-1 است.

RDA و تداخلات:اسيد پانتوتنيك RDA ندارد. و تنها در شيردهي و بارداري مقدار بيشتري ممكن است مورد نياز باشد.

منابع غذايي :اين ويتامين در غذاها پراكنده است. منابع خوب آن شامل گوشت, دانه كامل غلات و حبوبات است.

ارزيابي وضعيت تغذيه اي:پانتوتنات خون كامل و ادرار مي‌تواند به وسيله روش ميكروبيولوژيك و راديوايميون بعد از افزودن پانتوتيناز از نمونه خون يا ادرار تعيين شود. سطح سرمي ويتامين شاخص تغذيه اي قابل اعتمادي نيست. متوسط ميزان آن در خون 100تا 300 ميكروگرم در دسي ليتر است. ميزان كمتر از 100 ميكروگرم در دسي ليتر مي‌تواند نشان دهنده كمبود باشد.

نشانه ها و علائم كمبود و درمان :شواهد باليني كمي در مورد كمبود رژيمي اين ويتامين در انسان موجود است. كمبود تجربي در افرادي كه به آن‌ها اسيد امگا ـ متيل پانتوتنيك (آنتاگونيست اين ويتامين) داده شده و در افرادي كه رژيم نيمه سنتتيك فقير از اين ويتامين داشته اند, ايجاد شده است. علائم و نشانه ها عبارتند از: استفراغ, بي حالي, درد شكمي, سوزش, قولنج و گرفتگي, خستگي, بي خوابي و سوزن سوزن شدن پا. كمبود اسيد پانتوتنيك به تنهايي نادر است, اما كمبود حاشيه اي ممكن است همگام با كمبود ساير ويتامين‌هاي B كمپلكس اتفاق افتد.

استفاده از دوزهاي بالا و اثرات آن :دوزهاي حداكثر 10 گرم در روز مسموميت ايجاد نكرده اند. در استفاده از دوز 10 تا 20 گرم در روز, اسهال گزارش شده است.

 

ويتامين B2 (ريبوفلاوين)

مسيرهاي فيزيولوژي و بيوشيميايي:ريبوفلاوين ويتاميني محلول در آب, از گروه B كمپلكس است و تركيبي از حلقه ايزوآلوكسازين و زنجيره جانبي ريبيتول. كوآنزيم‌هاي اين ويتامين, فلاوين مونونوكلئوتيد (FMN) و فلاوين آدنين دي نوكلئوتيد (FAD) هستند كه به طور برگشت پذير با آپوآنزيم پيوند مي‌شوند. FAD به صورت كووالان با سوكسينيك دهيدروژناز, ساركوزين دهيدروژناز و مونو آمين اكسيد از پيوند مي‌شود.

آنزيم‌هاي وابسته به ريبوفلاوين, انجام يك سلسله از واكنش‌هاي شيميايي از جمله انتقال دهنده تك الكترون ها, واكنش‌هاي وابسته و غير وابسته به نوكلئوتيد پيريدين, دي سولفيدردوكتازها و اكسيژن ردوكتازها را تسهيل مي‌كنند. اين آنزيم‌ها نقش مهمي در سوخت و ساز اسيدهاي آمينه, پورين و پيريميدين, اكسيداسيون كولين و اسيدهاي چرب, گليكوليز, چرخه كربس و سوخت و ساز ويتامين K, اسيد فوليك, پيريدوكسامين و نياسين دارند. اين ويتامين ذخيره موثر ندارد. كوآنزيم‌هاي FMN و FAD موجود در غذا, توسط آنزيم‌هاي غير اختصاصي به ربوفلاوين هيدروليز مي‌شوند. ريبوفلاوين آزاد در شير و تخم مرغ يافت مي‌شود.

جذب:جايگاه عمده جذب ريبوفلاوين, قسمت ابتدايي روده است. اين فرايند طي مكانيسم انتقال قابل اشباع كه شامل فسفوريلاسيون و دفسفوريلاسيون است, انجام مي‌شود. فرايند جذب با 25 ميلي گرم ويتامين, اشباع مي‌شود. ميزان اساسي ريبوفلاوين در گردش به طور غير اختصاصي به آلبومين سرم, پيوند و مقادير كمتري به ساير پروتئين‌ها متصل مي‌شود.

متابوليسم و دفع:ريبوفلاوين با عمل فلاوكيناز و FAD پيروفسفوريلاز به FMN و FAD تبديل مي‌شود. احتمالاً بيوسنتز آپوآنزيم قبل از اتصال كووالان FAD صورت مي‌گيرد. فسفاتاز اختصاصي و غير اختصاصي, FMN را به ريبوفلاوين تجزيه مي‌كنند. ميزان ريبوفلاوين در ادرار و مدفوع بيش از متابوليت‌هاي مربوط به آن است.

RDA و تداخلات : مقادير توصيه شده ريبوفلاوين با سن, جنس, بارداري و شيردهي تغيير مي‌كند. آنزيم‌هاي وابسته به ريبوفلاوين در بيوسنتز نياسين از تريپتوفان و انتقال كوآنزيم‌ها از پيريدوكسين, اسيد فوليك و ويتامين K نقش دارند.

منابع غذايي:منابع  غذايي ريبوفلاوين شامل شير, ماست, پنير, گوشت, تخم مرغ, كلم بروكلي, مارچوبه, پرتقال و دانه كامل غلات است. اين ويتامين در مقابل نور و حرارت ناپايدار است.

علائم و نشانه هاي كمبود و درمان آن :علائم و نشانه هاي كمبود در ريبوفلاوين عبارتند از: درماتيت سبوره اي لب و دهان, شيلوز, گلوسيت, زخم گوشه دهان, سوزش و خارش چشم ها, واسكولاريزاسيون قرنيه و كم‌خوني. كمبود ريبوفلاوين به تنهايي, به ندرت اتفاق مي‌افتد. زيرا منابع غذايي اين ويتامين حاوي ساير ويتامين‌هاي گروه B نيز هستند و تداخلات مواد مغذي تصوير باليني را پيچيده مي‌كند. متابوليسم ريبوفلاوين در بيماران درمان شده با كلرپرومازين, تتراسايكلين, ايمي پرامين, آمي تريپتيلين و فنوتيازين تغيير مي‌كند. نقش قرص‌هاي ضد بارداري در افزايش نياز به ريبوفلاوين مورد ترديد است. كمبود ريبوفلاوين معمولاً با دوز خوراكي 15-10 ميلي گرم در روز به مدت يك هفته درمان مي‌شود. در سوء جذب شديد, مي‌توان از طريق پاراروده اي از اين ويتامين استفاده كرد.

ارزيابي وضعيت تغذيه اي :فعاليت گلوتاتيون ردوكتاز گلبول قرمز و برانگيختن آن با افزودن FAD در شرايط آزمايشگاهي رايج‌ترين روش اندازه گيري ريبوفلاوين است. حداكثر محدوده طبيعي تحريك, 76% است. روش‌هاي اسپكتروفلوئومتري و HPLC براي تعيين مقدار اين ويتامين در خون و ادرار وجود دارد. همچنين از پروتئين پيوند شده با ريبوفلاوين موجود در سفيده تخم مرغ جهت تعيين آن در ادرار استفاده مي‌شود.

استفاده از دوزهاي بالا و اثرات آن :هيچ گزارشي از مسموميت در انسان داده نشده است. مسموميت در حيوانات آزمايشگاهي, بسيار كم است. سه اختلال متابوليكي مادرزاد مربوط به كمبود ريبوفلاوين گزارش شده است كه عبارتند از: كمبود كارنيتين با ميوپاتي ليپيد, كمبود آسيل COA دهيدروژناز با زنجيره كوتاه و اتيل مالونيك – آديپيك اسيداوري.

ويتامين B1 (تيامين)

مسيرهاي فيزيولوژي و بيوشيميايي:تيامين ويتاميني از گروه B كمپلكس است كه از يك پيريميدين و حلقه تيازول با يك زنجيره جانبي هيدروكسي اتيل تشكيل شده است. كوآنزيم حاصل از آن, تيامين پيروفسفات (TPP) است كه براي عمل آنزيم‌هاي مسئول دكربوكسيلاسيون اكسيداتيو (مثل پيرووات, كتوگلوتارات و دكربوكسيلاسيون كتواسيدهاي با زنجيره شاخه دار) در گليكوليز, چرخه كربس و متابوليسم اسيدهاي آمينه مورد نياز است. TPP همچنين در مسير پنتوز فسفات براي آنزيم ترانس كتولاز مورد نياز است.

محصول متابوليكي ديگر, تيامين تري فسفات (TTP) است. به نظر مي‌رسد كه TTP به كانال سديمي غشاهاي عصبي يا نزديك آن پيوند مي‌شود. سموم مشخصي با بلوكه كردن كانال سديم TTP را از غشاي عصب جدا مي‌كنند. دفسفوريلاسيون TTP همراه با نفوذ سديم ممكن است براي انتشار جريان عصبي ضروري مي‌باشد. تيامين و TPP به مقدار قابل ملاحظه اي ذخيره نمي‌شوند.

جذب:جذب تيامين در غلظت فيزيولوژيك به وسيله انتقال فعال و در غلظت بالاتر به وسيله انتشار غيرفعّال در قسمت بالايي روده انجام مي‌گيرد. انتقال فعال اين ويتامين ممكن است با فسفوريلاسيون وابسته به سديم و تيامين توام شود. تيامين به صورت پيوند شده با پروتئين در خون وجود ندارد.

متابوليسم و دفع:تيامين در داخل سلول, توسط تيامين پيروفسفوكيناز به TPP تبديل مي‌شود. مهمترين اندام براي انجام اين واكنش كبد است. بيماران مبتلا به سيروز كبدي, در فسفوريلاسيون تيامين دچار مشكل هستند. در اين بيماران, فعاليت ترانس كتولاز گلبول قرمز به درمان با تيامين جواب نمي‌دهد. TPP شكل اصلي تيامين در بدن است كه تقريباً 80% منبع ذخيره عمده بدن را تشكيل مي‌دهد. نيمي از اين مقدار در ماهيچه وجود دارد. غلظت بالاي آن در ماهيچه احتمالاً نشان دهنده ارتباط سوخت و ساز كربوهيدرات به آن است. بيش از 20 متابوليت از تيامين در ادرار انسان يافت شده است. اين متابوليت‌ها عموماً با تركيبات حلقه پيريميدين و حلقه تيازول جانشين شده اند. الكل دهيدروژناز, زنجيره جانبي هيدروكسي اتيل تيامين و بخش تيازول آن را اكسيد مي‌كند.

RDA و تداخلات :RDA براي تيامين با سن, جنس, بارداري, شيردهي و دريافت انرژي دريافتي بستگي دارد. دريافت 5/0 ميلي گرم تيامين به ازاي هر 1000 كيلوكالري انرژي با حداقل دريافت mg1 براي بزرگسالان توصيه مي‌شود.

مصرف زياد الكل و كمبود فولات منجر به سوء جذب اين ويتامين مي‌شود. آنتاگونيست‌هاي اين ويتامين شامل اسيد كافئيك و اسيد تانيك موجود در قهوه و چاي هستند. تغذيه مجدد بعد از گرسنگي ممكن  است باعث كمبود ناگهاني تيامين شود. زيرا ذخاير اين ويتامين ممكن است جهت انجام سوخت و ساز مقدار زيادي كربوهيدرات ناكافي باشد.

 

منابع غذايي:منابع خوب اين ويتامين شامل حبوبات, دانه كامل غلات, نان و ساير محصولات غني شده غلات است.

ارزيابي وضعيت تغذيه اي :مهمترين روش براي ارزيابي وضعيت تيامين, اندازه گيري فعاليت ترانس كتولاز گلبول قرمز و تحريك آن با افزودن TPP در شرايط آزمايشگاهي است. حد بالاي محدوده طبيعي تحريك 23%  و متوسط طبيعي آن 15-12% است. در بري بري, متوسط تحريك 35% و در انسفالوپاتي ورنيكه 28% تا 67% است. براي اندازه گيري تيامين سرم و ادرار از روش‌هاي HPLC و اسپكتروفلورمتري استفاده مي‌شود. متوسط تيامين خون تام در افراد كنترل ng/ml68 (محدوده 80-50) و در بيماران مبتلا به بري بري ng/ml39 است. دفع طبيعي آن در ادرار بزرگسالان, بيشتر از 60 ميكروگرم به ازاي هر گرم كرآتينين و در كودكان 150 ميكروگرم به ازاي هر گرم كرآتينين است.

علائم و نشانه هاي كمبود و درمان آن :بري بري خشك داراي پلي نوروپاتي مزمن و علائم ديگري است, شامل: بي‌اشتهايي رواني, اختلال حركتي, اختلال حسي, ضعف, كاهش طول مدت زمان توجه و دقت, درد پشت پا, سوزن سوزن شدن, فلج پا, فلج عضلات دست و انگشتان, فلج چشم و نيستاگموس و علائم بري بري مرطول, ادم و بالا بودن برون ده قلبي ناشي از نارسايي قلبي كه ممكن است تحت اثر عفونت يا فعاليت بدني تشديد شود. علائم و نشانه هاي آن افزايش ضربان قلب, تنگي نفس, درد قفسه سينه, افزايش فشار خون سيستئليك و پولمونري مادرزادي است.

نوروپاتي ناشي از كمبود اين ويتامين, مي‌تواند به علّت علائم غير اختصاصي مثل ضعف, گرفتگي عضلات و سوزش پا كمتر از حد معمول شناسايي شود. با توجه به اين كه بري بري يك حالت اضطراري است, درمان, دادن mg 100 هيدروكلريد تيامين در روز به صورت داخل وريدي يا ماهيچه اي است. پاسخ معمولاً بعد از چند ساعت قابل توجه است.

سندرم و رنيكه ـ كورساكوف مي‌تواند يك اختلال متابوليكي مادرزاد نادر ناشي از كاهش ميل تركيبي آنزيم ترانس كتولاز براي TPP همراه با سطح پايين‌تر ترانس كتولاز باشد. اين سندرم هنگامي كه بيمار ذخاير كافي تيامين دارد, پنهان مي‌ماند و در مصرف الكل, كمبود رژيمي يا سوء جذب, نمايان مي‌شود. بعضي از علائم مشخص عبارتند از: اختلال حركتي, فلج چشم ها, نيستاگموس, گيجي, اختلال در حافظه كوتاه مدت و از دادن حافظه. اين بيماران معمولاً به دادن mg 100 تيامين داخل عضلاني يا داخل وريدي و 10 تا 15 ميلي گرم در روز به صورت خوراكي پاسخ مي‌دهند.

استفاده از دوزهاي بالا و اثرات آن :اختلالات متابوليكي مادرزاد مربوط به تيامين (علاوه بر سندرم ورنيكه – كورساكوف) شامل موارد زير است: كمبود دكربوكسيلاز كتواسيدهاي شاخه دار (بيماري شربت افرا), كمبود پيرووات دهيدروژناز (انسفالو ميلوپاتي نكروزه تحت حاد) و كم‌خوني مگالوبلاستيك همراه با ديابت مليتوس.

دوز خوراكي mg/day 300 براي انسان غير سمي است, در صورتي كه دوزهاي پيراروده اي بيشتر از mg/day 400 ممكن است سبب بي‌اشتهايي, خواب آلودگي, بي حركتي خفيف و كاهش تونيسيته دستگاه گوارش شود.


اینجا هم مشاهده کنید